محمد مهدى ملايرى

56

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مردم از آب زلال و پاك آنها بهره مىگيرند و آنچه ناپاك و آغشته و مازاد بر مصرف است به دريا مىرود . ولى در جاهاى ديگر اين دو رود با اين‌كه از ميان زمين‌ها مىگذرند از آنها نمىتوانند بهره برگيرند مگر با دشوارى و مشقت بسيار آن‌هم به وسيله چرخ و دلو كه جز به وسيلهء آنها نمىتوان آب آنها را به آن زمين‌ها رساند « 1 » . چنان كه پيش از اين هم گفته شد اين شرح وضع سرزمين سواد يا دل ايرانشهر را در اوج عمران و آبادى آنجا در دوران ساسانى بيان مىكند ، هنگامى كه با اجراى طرح‌هاى عظيم آبيارى و بستن سدها و آب‌بندهاى متعدد و ايجاد آب‌گيرهايى كه در جاى خود بدانها اشاره خواهد شد دو رود سركش و ناآرام دجله و فرات رام شده و در خدمت عمران و امنيت اين سرزمين درآمده و آب آنها با ايجاد آب‌راههاى متعدد به صحراهاى دوردست هم هدايت مىشده و آنجاها را هم به مزارع سرسبز و خرّم تبديل كرده بود ، پيش از آنكه آن سد و بندها ويران و آن آب راهها خشك و مزارع سرسبز به بيابان تبديل شود . و آنچه دربارهء اين وصف گفتنى مىنمايد اين است كه كاوشهاى باستانشناسى هم كه به وسيلهء برخى از مراكز علمى در اين سرزمين صورت گرفته وجود آن آب‌راهها و آبادى آنجاها را در آن دوران تأييد مىكند . « 2 »

--> ( 1 ) . معجم البلدان ، 3 ، 176 . ( 2 ) . نگاه كنيد به گزارش هيأت كاوشگران اكسفورد فيلد كه چندى پيش در قلمرو دو استانى كه در تقسيمات كشورى و ديوانى قديم اين سرزمين به نامهاى شادبهمن و شادشاپور خوانده مىشده است به مطالعات باستانشناسى پرداخته‌اند و در گفتار اصلاحات مالى انوشروان و نظام ديوانى ايران . در همين كتاب بدان اشاره شده است .